مؤلف مجهول

158

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

و سلم به اين بنده رسيده است و به دو عمل كرده‌ام و به مقصود رسيده‌ام و تا اين زمان به هيچ‌كس نگفته‌ام . اول آنست كه چون خاك پست باشيد و دوم : چون موم نرم . سوم : چون آهن شخ « 1 » . چهارم : چون آب روان . پنجم : چون باد تند . ششم : چون آتش گرم . هفتم : چون يخ سرد . هشتم : چون زمين و زنين « 2 » نهم : چون كاه سبك . دهم چون عشقه پيچان . هركه به اين امور « 3 » كار كرد ، گوى درويشى از ميدان برد و هركه بناى « 4 » كار خود بر اين‌ها ننهاد ، « 5 » ريش « 6 » خود به دست شيطان سپارد . » درين وقت درويشى از درويشان بر پاى شد و گفت : اى بزرگوار ! سبب چه شد كه امروز در مقام نصيحت شدى ؟ بزرگوار گفت : آرى ! بعد ازين فقير را سالم الحال و صحيح المقال يافتن عين محالست ، زيراكه ارواح انبياء مربى « 7 » عليهم الصلاة و السلام جمع آمده‌اند و جميع رجال الغيب نيز ، و لباس قطبيت حاضر آورده‌اند ، پندارم كه الباس مىكنند ، در آن زمان ياراى « 8 » وعظ و نصيحت و كلام دنياوى « 9 » به زبان جارى نخواهد شد . فرصت غنيمت دانستم و چند حرفى كه لازم بود ادا نمودم . درين زمان بزرگوار را جذبهء قطبيت زور آورد . هفت بار صيحه كشيد ، بعد از آن ساكت شد . زمانى خموش بنشست ، بعد از آن به سخن آمد و گفت : الحمد لله ! كه بر وجه سهولت ادا يافت . پنج سال و دوازده روز قطب بود . و در زمان قطبيت هر روز يك‌بار سر از خلوت خود بيرون آوردى ، هر صاحب‌دولتى كه به نظر آن بزرگوار پيش آمدى ، لا بد از اولياى كبار گشتى . مقصود بزرگوار آن بود كه درين زمان كه « 10 » از نظر مبارك او اوليا بر پاى مىشوند ، « 11 » نظر خود دريغ ندارد « 12 » . بعده معلوم باشد كه بزرگوار شصت و پنج سال عمر داشت . صدهزار كس را تربيت كرد و يك كس را در مرتبهء خود نصب كرد . و پانزده كس ديگر را مستحق اين منصب ساخت كه به مرور ايام به نيابت درين منصب باشند . و صد خليفه بر پاى كرد تا درويشان را تربيت كنند . اما خود از ارواح چهل پيغامبر مرسل « 13 » تربيت يافته بود . اولهم آدم ، و آخرهم محمد عليه السلام ، « 14 » و ليكن بر قلب « 15 » آدم عليه السلام بود . روزى درويشان جمع بودند كه حضرت شيخ قدس الله سره العزيز سر از خلوت بيرون كرد و

--> ( 1 ) - ب : سخت ( 2 ) - الف : و زمين ، ب : هنوار ( 3 ) - ب : - امور ( 4 ) - ب : ببازى ( 5 ) - ب : خود بنا نهاد ( 6 ) - ب : دست خود ( 7 ) - ت : - مربى ( 8 ) - ب : - ياراى ( 9 ) - ب : دنيايى ( 10 ) - ب : - كه ( 11 ) - ب : مىشدند ( 12 ) - ب : - نظر خود . . . ندارد ( 13 ) - ب : - مرسل ( 14 ) - ب : محمد مصطفى عليه الصلاة و السلام ( 15 ) - ب : + حضرت